رادیو ایرانیان فنلاند مرور خبرها
Pinglish

Shirini Tarkhisi

Sina SaE · شیرینی ترخیصی
2020
وقتی که پست کردم دفترچمو گفتم وقتشه ببینم چندچندمو زدم درجمو دیدم کچلمو بعدم ضبط کردم از اول هر قدمو برا هر چیزی اماده بودم که اومدم این سرباز میخواد که توجیه بشه سریع می خوام یک نظامی منو بشناسه اونم دقیقا تو محیط خدمتی پس شدم سفیر جامعم تو پادگان معروف نبودم ساده تر بود پازلام احترام احترام پا بکوب احترام پا بکوب پا بچسبون تازه کار اعزامی دلار سه تومن من اصحاب کهفم دیدی میشه اومدم حسابی مداخله کنم کارتم اومد و این شیرینیشه بین کادری ها کاری و سربازها محبوب منتظرم منتظرم همه موقعیت هام میشدن ازم دور شیرینی ترخیصی مهربون باش مهربون باش مگه فکر حقوقم چقدر بود داش دورو وریام همه تو تولید هزاری منم خدمتمو توفیق اجباری خودم برا خودم جذابش کردم پس عادت کردم به عذابش کمکم خونوادم دوست دخترم مثله کوه پشتمن اینم لحاظ حتما ااا یادم نره سرباز لب مرز قناصه شب سرد برجک حواس جمعِ جمع جنگ های تن به تن عوارض مشقت فدای مملکت من تازه کمه ام به هوادارام بگین من اومدم اومدم امون ندم تمومه نبودنم اومدم ببرم همون از دم بین کادری ها کاری سربازها محبوب منتظرم منتظرم همه موقعیت ها میشدن ازم دور شیرینی ترخیصی یک بار تو سف داشت سرهنگ حرف میزد وظیفه بلند گفت ساعی دیسش کن و همه خندیدن پس سعی میکردم زیاد تو دید نباشم چون چه بخوام چه نخوام درد سر میشم پس برو بیا اما استتاری موتوری دادم با اسم ساعی جونیور سینیور پله کاری بعدم برشام سنگین و انفجاری خواب و غذا خراب کبوده چشم همه منتظرن نبود بکشن اگ اگ اوگ مشغول رژم لفظ های بامزه از تو دل جمع همه مت میزدن هر جا میشد جنس رفاقت ها مرامی طور مستیِ تو مخی مزه ی کما سلامتی روح خسته ی شما