ایرانیان فنلاند مرور خبرها
Pinglish

Do Rangi

Shohreh · دو رنگی
1987
دلی که با تو بودوبا تو خوندوبا تو موندش نمی دونی که بی وفائیات اونوسوزوندش سری که سر به راهت بودوسر می زاشت رو شونت نفهمیدی دورنگیات چطور اونو شکوندش من از بی یاوری ناباوری دل به تو بستم پر پروازمو آسون با عشق تو شکستم به امید رسیدن سوی خورشید دو چشمات چه تنها تو فقس بی همنفس عمری نشستم ولی دل که مث کبوتر نمیشینه وقتی پر زد از گوشه بامی که پریده پریده ازت صفا ندیده همش دروغ شنیده رنگ محبتو ندیده ندیده دلی که با تو بودوبا تو خوندوبا تو موندش نمی دونی که بی وفائیات اونوسوزوندش سری که سر به راهت بودوسر می زاشت رو شونت نفهمیدی دورنگیات چطور اونو شکوندش من از بی یاوری ناباوری دل به تو بستم پر پروازمو آسون با عشق تو شکستم به امید رسیدن سوی خورشید دو چشمات چه تنها تو فقس بی همنفس عمری نشستم ولی دل که مث کبوتر نمیشینه وقتی پر زد از گوشه بامی که پریده پریده ازت صفا ندیده همش دروغ شنیده رنگ محبتو ندیده ندیده