رادیو ایرانیان فنلاند مرور خبرها
Pinglish

Oboor

Faramarz Aslani · عبور
2014
چون به یاد تو میافتم دیده ام از اشک تر میشه شادی از من میگریزه گریه هم بی اثر میشه وقتی این شعرو میخونم همش تو در برابرمی میدونم تو هم میدونی که امید آخرمی وقتی چلچله ها میان از سفرهای دورادور از تو میپرسم ،چو هر یک میکنن از بامم عبور عبور ، عبور... عبور ، عبور... چون ز تو هیچ خبری نیست ساز من بی آهنگ میشه مینویسم که بدانی دلم برایت تنگ میشه با چنین تنهایی و درد شب میشه دنیای خورشید به خودم میگم که ای کاش چشمونم تو رو نمیدید وقتی چلچله های میرن به سفرهای دورادور از تو میگویم ،چو هر یک میکنن از بمم عبور عبور ، عبور... عبور ، عبور... عبور ، عبور... عبور ، عبور...