ایرانیان فنلاند مرور خبرها
Pinglish

Khako Risheh

Andy · خاک و ریشه
1996
آه ای خدا چه حسی توی رگام می جوشه انگار که خون تو رگهام دریای پر خروشه دریای پر خروشه انگار که تک ستاره تو آسمون تاری گم شده ی من تویی توی چشات چی داری توی چشات چی داری تو ای رسیده از راه دلم میگه همونی با من غریبه نیستی تو یار و همزبونی حس میکنم صدات رو صد ساله می شناسم ندای قلبم میگه تنها تویی نیازم تنها تویی نیازم من خاکم و تو ریشه، من برکه و تو بیشه من و تو هم تباریم با من بمون همیشه با من بمون همیشه من خاکم و تو ریشه، من برکه و تو بیشه من و تو هم تباریم با من بمون همیشه با من بمون همیشه به این تن شکسته نزدیک تر از لباسی من و تو بهتر از من انگار که می شناسی ای آشنای تازه عشق و برام آوردی من و از غم گرفتی به شادیها سپردی به شادیها سپردی من خاکم و تو ریشه، من برکه و تو بیشه من و تو هم تباریم با من بمون همیشه با من بمون همیشه من خاکم و تو ریشه، من برکه و تو بیشه من و تو هم تباریم با من بمون همیشه با من بمون همیشه تو ای رسیده از راه دلم میگه همونی با من غریبه نیستی تو یار و همزبونی حس میکنم صدات رو صد ساله می شناسم ندای قلبم میگه تنها تویی نیازم تنها تویی نیازم من خاکم و تو ریشه، من برکه و تو بیشه من و تو هم تباریم با من بمون همیشه با من بمون همیشه من خاکم و تو ریشه، من برکه و تو بیشه من و تو هم تباریم با من بمون همیشه با من بمون همیشه