ایرانیان فنلاند مرور خبرها
Pinglish

Aval Nadidamet

Roozbeh Bemani · اول ندیدمت
2025
روی هر خط بزن تا از همونجا پخش شه
هر چی که من گفتم ازت
تصویر داره خود به خود
یک آن تماشا کردمت
هر چی گفتم شعر شد
اول ندیدمت ، انقد حرف زدیم
که عاشقت شدم از بس شنیدمت
نزدیکتر شدی، پرسیدم عاشقی؟
چیزی نگفتیُ، من تازه دیدمت
گفتی جهان ینی، یک ثانیه جنون، بین تو و خودم
من بغض کردمو، مبهوت عمق این، دنیای تو شدم
تو چهل سالگی، از مرز بچگی، من با تو رد شدم
پیشم نشستیُ، من راه رفتنو، تازه بلد شدم
اول ندیدمت ، انقد حرف زدیم
که عاشقت شدم از بس شنیدمت
نزدیکتر شدی، پرسیدم عاشقی؟
چیزی نگفتیُ، من تازه دیدمت
هر روز تازه‌ای؟ یا چشم من هنوز، درگیر عادته
کاری نمیکنی، جذابتر شدن، انقدر راحته
هر وقت مبهمی، باید سکوت کرد، باید فقط شنفت
هر وقت ساکتی، یعنی به غیر شعر، چیزی نمیشه گفت
اول ندیدمت ، انقد حرف زدیم
که عاشقت شدم از بس شنیدمت
نزدیکتر شدی، پرسیدم عاشقی؟
چیزی نگفتیُ، من تازه دیدمت