ایرانیان فنلاند مرور خبرها
Pinglish

Panahandeh

Kourosh Yaghmaei · پناهنده
2016
وقتی که آسمون شهر سقف کوتاهی باشه خوشترین لحظه هامون گذر آهی باشه با چه شوقی ما به شب وعده فردا رو بدیم راز رودی که نرفت رو به دریا رو بگیم توی باغچه گل نمونده همه فصلها پاییزه تا میاد اسم بهار همه برگها میریزه پرپروانه شعرم توی آخرین غزل سوخت پای شمع افتاد و غمگین چشماشو به دست من دوخت پای دیوار شکسته واسه این مردم دلتنگ میزنم ساز نه یه شعری نه یه آهنگ همه دلتنگ همه دلتنگ نه یه شوقی به گلهای رنگ پریده بزنم رنگ وقتی که آسمون شهر سقف کوتاهی باشه خوشترین لحظه هامون گذر آهی باشه با چه شوقی ما به شب وعده فردا رو بدیم شب تارو بی چراغ کوله راهی رو بریم توی باغچه گل نمونده همه فصلها پاییزه تا میاد اسم بهار همه برگها میریزه پر پروانه شعرم توی آخرین غزل سوخت پای شمع افتاد و غمگین چشماشو به دست من دوخت نه دیگه شوقی نمونده واسه این مردم دلتنگ بزنم ساز نه یه شعری نه یه آهنگ همه دلتنگ همه دلتنگ نه یه شوقی به گلهای رنگ پریده بزنم رنگ