ایرانیان فنلاند مرور خبرها
Pinglish

Azadeh (Heyf)

Hayedeh · آزاده (حیف)
1999
با آنکه همچون اشک غم بر خاک ره افتاده ام من با آنکه هر شب ناله ها چون مرغ شب سر داده ام من در سر ندارم هوسی چشمی ندارم به کسی آزاده ام من با آنکه از بی حاصلی سر در گریبانم چو گل شادم که از روشن دلی پاکی ز دامانم چو گل خندان لب و خونین جگر مانند جام باده ام آزاده ام من یا رب چو من افتاده ای افتاده ی آزاده ای کو تا رفته از جانم برون سودای هستی آسوده ام آسوده از غوغای هستی گلبانگ مستی آفرین همچون رهی سر داده ام مرغ شباهنگم ولی در دام غم افتاده ام من خندان لب و خونین جگر مانند جام باده ام آزاده ام من