ایرانیان فنلاند مرور خبرها
Pinglish

Do Rahi

Googoosh · دوراهی
1995
شدیم از یاد یکدیگر فراموش دوراهی بین ما بگشوده آغوش از آن عشقی که در ما شعله میزد به جا مانده اجاقی سرد و خاموش میان من و تو دوراهی نشسته صدایی نمانده به لبهای بسته به لبهای خموش این دوراهی نشسته قصه غمگین رفتن همیشه راه ما با هم یکی بود ولی راهت جدا شد دیگر از من اگر در چشم هم اشکی ببینیم توان رفتن از ما می گریزد برو بگذار این دیوار کهنه به نام عشق ما در هم بریزد میان من و تو دوراهی نشسته صدایی نمانده به لبهای بسته