ایرانیان فنلاند مرور خبرها
Pinglish

Yad Gozashteh

Faramarz Aslani · یاد گذشته
2014
آدم که یاد گذشته هاش میافته چشمانش از گریه اشکآلود میشه تصویری از روزهای رفته میبینه که در اون هر چهره ای نابود میشه هر پرستویی که به سویی میپره خبر پایون فصلی رو میبره هر گل تازه ای که چشم باز میکنه به خودم میگم که این نیز میگذره میگذره . میگذره... میگذره . میگذره... کوچه های خاکی تهرون . قدیما پر ز آواز نشاط بچه ها بود شهر فرنگی توی اون دنیای کوچک قصه هاش شیرینترین قصه ها بود هر پرستویی که به سویی میپرید خبر آغاز فصلارو میشنید هر گل تازه ای که چشم باز مینمود شاهد روزای خوب کودکی بود کودکی بود . کودکی بود... کودکی بود . کودکی بود...